آخر خرداد ماه یه سفر سه روزه به شمال داشتیم. همسر جان  چهارشنبه و پنج شنبه تو گلستان ماموریت داشتن و عملا ما خونه نشین بودیم . متاسفانه نتونستیم تو این چند روز به جنگل و دریا سر بزنیم. همش ازین خونه در می اومدیم و وارد خونه فامیل دیگری می شدیم.

فقط روز جمعه 28 که می خواستیم برگردیم. حد فاصل روستامون تا نوشهر... کنار جاده وارد یه کوچه ساحلی شدیم. کمی عکس و فیلم از پارسا گرفتیم.

-------------------------------------

بازم روز پنج شنبه 3 تیرماه عازم زنجان شدیم.

 

 شب به روستای همسری رفتیم و در پناه لحاف شب رو به صبح رسوندیم. صبح ساعت 7 تو ایوون خونشون لرزیدیم و صبحونه نوش جان فرمودیم.

بچه گربه من ... بعد از خوردن صبحانه و شیر

 

ساعت 10 ماشین نیسان کرایه کردیم و عازم روستای بعدی به نام گلچین شدیم. مسیر این روستا خاکی و پرپیچ و خم هستش. شیبهای تند جاده اجازه رفت و آمد رو به ماشینهای سواری معمولی نمی ده. برای تردد نیاز به نیسان یا پاترول (کلیه ماشینهای شاسی بلند) هستش.

پارسا پشت نیسان نشسته منتظر بقیه هستش

 

تو باغ - روستای گلچین

 

در حال خوردن قوره

 

مسیر برگشت

 

مزارع زیبای کنار رودخانه ارمغان خانه

 

 

 

امان از روزی که نخواد باهات همکاری بکنه و بخوای ازش عکس بگیری. نتیجش اینه

 

فردا صبح زود بیدار شد و به همراه بابابزرگش رفت تو کوچه، تا گله گوسفندانی که به صحرا می رن رو تماشا کنه.

 

 

 

 

اینم حسن ختام