مدتها بود که قصد داشتیم با مامانای بچه های بهمن 86 ، یه قراری بزاریم و بتونیم یک بار دیگه همدیگرو ببینیم. بازم طبق معمول مزاحم مامان رونیکا شدیم و ایشون روز پنج شنبه 23 اردیبهشت ، و مکانش رو کیدزکلاب (مجموعه ورزشی انقلاب) در نظر گرفتن.

من و پارسا ساعت 8 صبح سوار اتوبوس شدیم و ساعت 9:30 صبح ترمینال جنوب بودیم. تا ساعت 12 ظهر وقت زیادی داشتیم. بهمین خاطر یه سر به محل کار داداشم زدیم که از دیدن من و پارسا خیلی خیلی خوشحال شد. ساعت 10 دقیقه به 12 به کیدز کلاب رسیدیم. هنوز هیچکس نرسیده بود. اولین نفری که بعد از ما رسید مامان آلینا و دخمل خوشگلش بود. بعد از اون یکی یکی مادارا با دختر و پسرای خوشگلشون از راه رسیدن. خیلی خوش گذشت... مخصوصا به پارسا و بقیه بچه ها که از محیط اونجا و از وسایل بازیش حداکثر استفاده رو نمودن. بعضی ها رو به حالت گریه از اونجا خارج نمودیم... از جمله پارسا.

این عکسها نتیجه زحمات خودم و بقیه مامانا هستش. دست همشون درد نکنه.

رومینای خوشگل

رومینا و یکتای خوشگل 

سینای خوش تیپ و مهربون

 

آتریسای خوشگل

پریای خوشگل

آلینا و باران خوشگل

 

باران خوشگل

آنیتای خوشگل

غزل خوشگل

 

اینم گل پسر،قند عسل خودم  در حال خوردن سیب زمینی با یکتا

برای تصاحب این ماشین ،گریه خیلی از بچه ها رو درآورد

اینجا هم مشغول بازی با کامَیُون و رودر

رونیکای خوشگل که مامانش بدلیل مشغله کاری نتونست بیارتش

اینم گل پسرمون حاج فراز که مامانش نتونست بیاد سر قرار... دلمون برای هر دو تنگ شده.

جای شقایق و دختر خوشگلش آوینا خیلی خالی بود.

جای شبنم عزیز و ترچه هاش هم خیلی خالی بود... البته ایشون لطف کردن و از راه دور زنگ زدن و با هممون صحبت کردن. انشالله تو قرارای بعدی شاهد دیدار این عزیزان هم باشیم