دیشب تولد بابایی بود ( تولدش 20 آذر هستش). من و پسرم یک تولد مشتی براش گرفتیم... (خودش تا شب بیاد خونه خبر نداشت) اینقدر ذوق کرده بود که نگو.

فقط  love بود که داشت اون وسط می ترکید
کل خانواده شو دعوت کرده بوم. در کل شب خوبی بود.
پارسا کوچولو هم از دوشنبه یاد گرفته دست می زنه... دیشب اینقدر دست زد... تا می خواستن کیک ببرن یا کادو ها رو باز کنن، این بچه با بقیه دست می زد و ذوق می کرد.

( مامان قربون اون دستای گنده راننده کامیونیش بره)